شيخ حسين انصاريان

20

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

عابد چون سخن او را شنيد ، به خاطر نجات او در را باز كرد . همين كه آن زن وارد خانه شد ، لباس از بدن درآورد . جمال زن و بدن خيره كنندهء همراه با عشوه و نازش عابد را مسحور كرد . پس دست به بدن زن زد ، ولى ناگهان دست خود را كشيد و در برابر آتشى كه زير ديگ روشن بود قرار داد . زن به او گفت : چه مىكنى ؟ جواب داد : دستى كه بر خلاف خدا به اجراى عملى برخيزد سزاوار آتش است . زن از خانه بيرون دويد ، گروهى از مردم بنىاسرائيل را ديد ، پس فرياد زد : عابد را دريابيد كه خود را هلاك كرد . مردم به سراغ آن بنده خائف حق رفتند و با كمال تعجّب ديدند از ترس عذاب الهى دست خود را به آتش سوزانده است « 1 » . 10 - يحيى وخوف از خدا شيخ صدوق از پدر بزرگوارش نقل مىكند : يحيى بن زكريّا ، آن‌قدر نماز خواند و گريه كرد كه صورتش آسيب ديد . پارچه‌اى از كرك به جاى آسيب صورت گذاردند ، تا اشك ديدگانش بر آن بريزد . او به خاطر خوف از مقام الهى اين چنين گريه مىكرد و بسيار كم خواب شده بود ، پدر بزرگوارش به او گفت : پسرم از خدا خواسته‌ام چنان لطف و عنايتى به تو كند كه خوشحال شوى و چشمت به محبّت حق روشن گردد ، عرض كرد : پدر ! جبرئيل به من گفت : قبل از آتش جهنم صحراى سوزانى است كه از آن عبور نمىكند مگر كسى از خوف حق زياد گريه كند . فرمود : پسرم گريه كن ؛ زيرا گريه از خوف خدا ، حق توست « 2 » . 11 - در كنار آتش سوزان امام صادق عليه السلام مىفرمايد :

--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 183 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 1 / 184 .